بیانیه
ی "اتحاد
دمکراسی
خواهان ایران"
درباره
ی حل مسائل
قومی
هم
میهنان !
چاپ
کاریکاتور
روزنامه ی
ایران
درشهرهای منطقه
ی آذری نشین
کشورمان
بازتابی
آنچنان گسترده
داشت که نه
تنها مسئولان
دولتی ، بلکه
همه ی نیروهای
اپوزیسیون
ایران را نیز
غافلگیرکرد.
سلسله
رویدادهای
پیامد این
اقدام نخست در
اعتراض های
دانشجویی در
محیط های
دانشگاهی
نمود یافت که
از آن پس به
سرعت همه ی
شهرهای منطقه
را درنوردید و
به شهرهای
دیگر،از جمله
تهران و
شهرهای کردستان
گسترش
پیداکرد.
اهمیت این
رویدادها از
یک سو دراین
حقیقت نهفته
بود که پس از
خیزش های بهمن
57 وسپس آنچه
جنبش حزب خلق مسلمان
نام
گرفت،در28سال
اخیر این چنین
اعتراضاتی در
رویارویی با
حاکمان دراین
بخش از کشورمان
شکل نگرفته
بود وازسوی
دیگرپیدایی و
رخ نمایی برخی
نیروهای
ویرانگرکه
کوشیدند حرکت
اعتراضی مردم
را به سمت و
سویی ضدملی،وابسته
و میهن گریز
رهنمون شوند،
زنگ خطر را
برای همه ی
نیروهای ترقی
خواه،
مردمی و
آزادی دوست
کشورمان به
صدا در آورد
ونشان دادکه
اگراین
نیروها باهمه
ی توانایی
خویش پیگیرانه
در راستای
تحقق خواسته
های بحق
شهروندی مردم
ایران ، به
ویژه اقوام
غیور ساکن
سراسر منطقه
های
غربی و بخشی
ازمنطقه های شرقی
کشورکه
اقوامی غیور و
زحمتکش اند
نکوشند،
خطرهدایت
مردم به سوی
تفرق و
مرکز-گریزی
واینکه چنین
نیروهایی
بتوانند قدرت
را دردست بگیرند
تاچه اندازه
جدی خواهد بود.
نیروهای
اندکی که
کوشیدندبا
انداختن
شعارهای
عوامفریبانه
به دهان
جوانان
وتحریک
احساسات شان
آنان را به
دام سازمان
جاسوسی ترکیه (میر)
بیفکنند،سرانجامی
جز تباهی و
ویرانی برای خود
وکل جنبش
مردمی وآزادی
خواهانه ی
مردم ایران به
بار نخواهند
آورد.
دراین
هنگامه ی
بحران و
روزهای سرنوشت
ساز برای میهن
مان، شایسته
است که نیروهای
آگاه مردمی و
روشنفکران
ایران،به
ویژه مرزداران
غیورمنطقه
های غربی و
جنوب شرقی
کشور، باتوجه
به خواست های
بایسته ی همه گانی
که دیرگاهی
است تحقق آن
ها به تعویق
افتاده است و
بانادیده
گرفتن
شعارهای
انحرافی و شتاب
زده ی تردید
افکنندگان در
یگانگی و
تمامیت ارضی میهن ، دراندیشه
ی یافتن راه
برونرفت از
شرایط ناخوشایند
کنونی باشند.
اکنون وظیفه
ای سنگین
درپیش روی همه
ی نیروهای
میهن دوست و
ترقی خواه
کشورمان قرار گرفته
است. هرکدام
از این نیروها
باید بی پرده
به این پرسش
ها پاسخ بدهد
که آیا برای
اقوام محروم
ساکن مرزهای
حساس
کشورحقوقی می
شناسد؟
واگرچنین است
، این حقوق
کدام اند ؟ حد
وحصر آن ها
چیست ؟ و ازچه
راهی می توان
به آن
هارسید؟بخش
های گوناگون نیروهای
درون و
پیرامون دولت
رانیزباید به
پاسخگویی این
پرسش بنیادین
برانگیخت.
پاسخگویی به
این پرسش
نخستین گام
راهی است که
باید پیمود.
هنگامی که همه
ی نیروهای
محرکه ی سیاسی
در درون و
برون دولت
پاسخ های خود
را به این پرسش
یافتند و به
بیان آشکار آن
پرداختند ،
می توان ، با
برگزارکردن
همایش ها و
برگزیدن
نمایندگان
منتخب اقوام
وبده وبستان
اندیشه ها ،
راهی
یگانه را
برپایه ی آرای
مشارکت
کنندگان دراین
هم اندیشی ها
برگزید
وهمواره به آن
وفادار ماند.
شوربختانه ، در شرایط
امروزی بیشتر
نیروهای
محرکه ی سیاسی
جامعه از
پیوستن به این
تکاپوِی
بایسته می
پرهیزند یا
شاید بتوان
گفت به سبب
درخطر یافتن
خواسته ها و
منافع خویش از
آن می هراسند.
"اتحاد
دمکراسی
خواهان ایران"
، با احترام
به خواسته های
قومی، دینی و مذهبی
و زبانی این
اقوام ،
پیشنهادهای
درپی آمده را
به
منظور کاستن
ازشدت دشواری
حل مسئله ی
ملی ، درپیش
رو می گذارد :
1.همه ی
نیروهای
محرکه ی سیاسی
جامعه برنامه
های دراز مدت
وکوتاه مدت
خود را درباره
ی این مسئله
به روشنی
ارائه دهند ؛
2.همایش هایی
سراسری با
شرکت
نمایندگان
طیف های
گوناگون دینی ،
مذهبی ، قومی
و زبانی
برگزار و جریان
برگزاری این
همایش ها
درصدا و سیما
و دیگررسانه
ها پخش شود ؛
3.اجازه ی
انتشار
روزنامه ها و
مطبوعات دیگر
و کتاب به
زبان های قومی
داده شود
ومحدودیت های
موجود بر سر
راه انتشار
این رسانه ها بر
داشته شود ؛
4.
اداره های
آموزش و پرورش
این منطقه ها
بتوانند
اجازه ی
تاءسیس
آموزشگاه
هایی راصادر
کنند که به
تدریس به زبان
بومی
می پردازند
وبخشی از
بودجه ی دولتی
را به تاءسیس
این گونه
آموزشگاه ها
واگذارند.
"اتحاد
دمکراسی
خواهان ایران"
2/6 / 1385 (2006/8/ 24)