انـتـخــــــابــات
و
گفتمان "مطالبه محور"
ما امضاء كنندگان اين بيانيه اعلام ميداريم:
بهرغم آنكه :
1- وضعيت زندگي روزمره مردم را بهخاطر فشارهاي اقتصادي ناشي از ركودِ تورمي، بسيار دشوار و بحران آفرين ميبينيم و همچنين محدودتر شدن آزادي و حقوقبشر در كشور، به ويژه در ساليان اخير و با فشارهاي فراواني كه به فعالان سياسي، روزنامه نگاران، زنان، دانشجويان، فعالان مدني و ... وارد شده را زنگ خطر ميدانيم و منافع ملي كشور را نيز بهخاطر عملكرد و روابط خارجي ماجراجويانه و غير معقول دولت در خطر ارزيابي ميكنيم؛
2- در حال حاضر چشمانداز روشني براي حل معضلات فوق بهخاطر بسته عمل كردن و انتقاد ناپذيري قدرت مستقر مشهود نيست و شرايط برگزاري يك انتخابات آزاد، سالم و عادلانه مشاهده نميشود و درنتيجه احتمال دستيابي بهخواستهها از راه شركت در انتخابات بسيار ضعيف است. همچنين نگراني جدي نيز بهعلت احتمال دخالت نيروهاي غير مسوولي كه نبايد در حوزه سياست دخالت كنند، در رابطه با نحوه برگزاري انتخابات رياستجمهوري وجود دارد؛
اما با توجه به اينكه :
1- كاهش فشارهاي اقتصادي و اجتماعي بر زندگي روزمره مردم از اهميت بالايي برخوردار است و نبايد تحقق مطالبات و خواستههاي اقشار مختلف گوناگون جامعه و حل معضلات زندگي جاري آنها را به اصلاحات بنيادي و تحقق كامل مرحله گذار به دموكراسي موكول كرد؛
2- تجربه مشاركت بيقيد و شرط و غير برنامهاي در انتخابات و نيز تحريم مطلق و از ابتداي فرايند فضاي انتخاباتي، هيچكدام نتوانسته به رشد جنبشهاي اجتماعي و يا حل معضلات كشور و مردم منجر شود، همچنين مطالبات و خواستههايي كه مشاركت به دنبال تحقق آن بوده و يا عدم مشاركت در تحقق آن مايوس بوده، بهطور جزئي مشخص نبوده و اعلام نشده است و رأي دهندگان تعهدي از نامزدها، روي برنامهها و خواستههاي مشخصي نداشتهاند و كساني كه رأي نميدادند نيز به جز سخنان آرماني و كلي، رابطهي آگاهيبخش ديگري با اقشار مختلف مردم برقرار نميكردند، و بهويژه كه اينك برخي جنبشهاي خاص (صنفي – سنديكايي، زنان، اقوام، معلمان، دانشجويان و ...) با مطالبات مشخصي در جامعه حضور و فعاليت دارند؛
در نتيجه :
1- ما برخورد كنشگرانهي مطالبه محور، با فرايند و فضاي انتخاباتي خواهيم داشت تا به تدريج "گفتمان مطالبه محور" را ( بهجاي مشاركت بيقيد و شرط و نيز تحريم از ابتداي فرايند انتخابات ) مطرح سازيم. بنابراين، ذيلاً مطالبات عينيتر و ملموستر عمومي (فصل يكم) و اولويتهاي مرحلهاي اقشار (فصل دوم) مشخص شده و در يك برنامهي حداقلي متبلور گرديده است؛
2- ما اينك تصميم مشتركي براي مراحل بعدي انتخابات اتخاذ نكردهايم اما در اين مرحله، خواستههاي مشتركمان را در سه "زمينه"ي عمده و پنج "لايه"ي اصلي به شرح زير اعلام ميكنيم:
فصل يكم
- رفاه و عدالت
1- انتقال مالكيت سازمانهاي اقتصادي وابسته به نهادها، بنيادهاي بزرگ اقتصاديِ غير دولتيِ وابسته به حكومت و شركتهايي كه به طريق رانتي به برخي مسوولان واگذار شده (شركتهاي شبه دولتي – خصوصي) به مردم.
2- محور قرار گرفتن توليد داخلي و ايجاد اشتغال، جلوگيري از واردات بيرويه و برخورد كارشناسي با واردات و صادرات.
3- استقلال مديريت صندوق ذخيره ارزي كشور از دولت و سپردن آن به مجلس.
4- جلوگيري از تخصيص در آمدهاي ملي به هزينههاي جاري و صرف آنها در امور زيربنايي مانند آموزش و پرورش، بهداشت، راهسازي، ...
5- حمايت از كشاورزان و دامداران با اعطاي وام و ايجاد تسهيلاتي همچون خريد تضميني محصولات، بيمه توليدات كشاورزان، رساندن محصولات به مصرف كننده به منظور حذف واسطههاي متعدد، ايجاد سيلو و تأمين كود و بذر.
6- اصلاح نظام مديريت اقتصادي از طريق استقلال بانك مركزي، بازسازي سازمان مديريت و برنامهريزي و نظارت مستمر بر كليه شركتهاي دولتي، شبه دولتي و بنيادها.
7- تخصيص بخشي از منابع بانكي و دولتي جهت تأمين مسكن توسط اقشار كم در آمد.
8- لغو قراردادهاي موقت كار، تضمين امنيت شغلي براي همه مزد و حقوق بگيران، تأمين معاش متناسب با نرخ تورم، گسترش خدمات تأمين اجتماعي و بيمه بيكاري.
9- پرهيز از ارايه آمار غير واقعي و غير كارشناسي، پاسخگو بودن مسوولان به افكار عمومي و مطبوعاتِ مستقل و رسانهاي كردن عملكرد مديران متخلف.
10- جلوگيري از تخصيص هر نوع اعتبار خارج از بودجه رسمي و شفاف كشور و حذف رديفهاي گوناگون بودجهاي نهادهاي مختلف تبليغي، اعانهاي و روحانيت كه بايد مستقل از دولت باشند.
11- حذف هرنوع رانت و نيز هزينههاي تشريفاتي و تبليغاتي دولتي، و اعمال مديريت علمي و سالم با استفاده از ديدگاههاي مختلف كارشناسي جهت جلوگيري از اتلاف سرمايههاي ملي.
- آزادي و حقوقبشر
1- به رسميت شناختن جلسات و تجمعات مسالمتآميز و فعاليت كليه احزاب، انجمنها، اتحاديهها، شوراها و نهادهاي مدني در حوزههاي گوناگون اجتماعي و نيز حق تشكل براي دانشجويان، معلمان، كارگران، اقليتها، نويسندگان، پرستاران، روزنامهنگاران، هنرمندان، بازنشستگان، كسبه، وكلا، زنانخانهدار، متخصصان، كارفرمايان، بيكاران، ...
2- مشاركت نمايندگان تشكلها در تدوين و اصلاح قوانين و مقررات مربوط به آن قشر و تلاش براي لغو احكام ناعادلانه قضايي صادر شده براي فعالان اين تشكلها.
3- تلاش براي حذف موانع موجود بر سر راه آزادي انتخابات.
4- جلوگيري از گزينشهاي عقيدتي، سياسي و غير تخصصي در امور استخدامي، آموزشي، ...
5- ايجاد حوزه معاونت حقوقبشر در رياست جمهوري به منظور نظارت بر اجرا و رعايت حقوق شهروندان و جلوگيري از هر گونه دخالت در حوزه خصوصي و سبك زندگي افراد.
6- برقراري ديدارهاي ادواري رئيس جمهور با تشكلهاي مستقل سياسي، فرهنگي، مدني، صنفي، ...
7- تضمين آزادي بيان از طريق رسانههاي نوشتاري، ديداري، مجازي، .... و جلوگيري از هرگونه منع فعاليت آنها پيش از صدور رأي دادگاه صالحه.
8- تلاش براي لغو قانوني مجازات سنگسار، ممنوعيت اعدام افرادي كه در سن زير 18 سال مرتكب بزه شدهاند و تجديد نظر در مجازات اعدام.
- روابط بينالملل
1- عدم مداخله در امور داخلي كشورها و دفاع از روند صلح عادلانه و تنشزدايي در منطقه بهويژه فلسطين.
2- تأكيد بر حق برخورداري صلحآميز از انرژي هستهاي و غنيسازي اورانيوم و حل و فصل مسايل هستهاي از طريق اعتماد سازي بينالمللي، تأمين حقنظارت ملي، و لغو تحريمهاي اقتصادي عليه مردم ايران.
3- برقراري رابطه شفاف و علني بر اساس منافع ملي با همه كشورهاي جهان از جمله آمريكا.
* * * * *
فصل دوم
- زنان
1- تضمين برابري زنان و مردان از طريق رفع تبعيضات حقوقي از جمله در مورد طلاق، ديه، تعدد زوجات، حضانت، ....
2- تضمين شركت فعال زنان در تمام سطوح اجرايي از جمله وزارت و رياست جمهوري و نيز تأسيس وزارت امور زنان.
3- رفع محدوديتهاي اجتماعي، فرهنگي، ورزشي، ...
4- الحاق به كنوانسيون رفع كليه اشكال تبعيض عليه زنان.
5- پرداخت مزد مساوي در برابر كار مساوي براي زنان شاغل.
- قوميتها
1- رفع تبعيضات استخدامي و مشاركت اقوام در همهي سطوح مديريتي كشور بهويژه در مناطق خود.
2- تخصيص عادلانه بودجه مناطق و استانها بر مبناي نيازهاي توسعهاي.
3- تأمين آزادي كامل فرهنگ و مراسم خاص قومي و مذهبي و رفع تبعيض در مورد پيروان همهي اديان و مذاهب بهويژه اهل تسنن.
- كارگران
1- تأمين آزادي فعاليت سنديكاها بدون دخالت دولت، منطبق با مقاوله نامههاي بنيادين سازمان جهاني كار (اصلاح فصل ششم قانونكار).
2- كمك به تشكيل و گسترش انواع تعاونيهاي كارگري از طريق اعطاي زمين و تسهيلات.
3- به رسميت شناختن حق برگزاري اعتصابات.
- معلمان
1- به رسميت شناختن شوراي هماهنگي تشكلهاي صنفي معلمان كشور و مشاركت رسمي نمايندگان آنها در نهادهاي تصميمگيرندهي مرتبط.
2- انتخاب وزير آموزش و پرورش و معاونين او (با داشتن حداقل 10 سال سابقه تدريس) و مديران كليدي در تعامل با شوراي هماهنگي تشكلهاي صنفي معلمان.
3- انتخابات مديران مدارس در تعامل آموزش و پرورش با شوراي فراگير مدرسه.
4- ايجاد انجمنهاي مستقل دانشآموزي و حذف فشارهاي فكري به دانش آموزان.
- دانشجويان
1- آزادي فعاليت تشكلهاي گوناگون دانشجويي و نشريات آنها.
2- استقلال دانشگاهها و انتخاب رؤساي آن توسط تشكلهاي اساتيد، كارمندان و دانشجويان.
3- به رسميت شناختن حق تحصيل براي كليه دانشجويان و رفع هر نوع محروميت تحصيلي بهخاطر مسايل سياسي و عقيدتي.
4- لغو بومي گزيني و تبعيضهاي جنسيتي، عقيدتي، سهميهاي، ... در انتخاب دانشجو.
اسفند 1387