اعلام حمايت

"اتحاد دموكراسي خواهان ايران"

www.ettehad.org

از بيانيه فعالين سياسي ايران

هموطنان!

 در شرايط خطير كنوني كه ميهنمان از هرسو مورد تهديد مي باشد بيانيه زير كه توسط تعدادي از فعالين سياسي ايران تهيه و امضاء  شده است نشان دهنده احساس مسئوليت عميق و ملي دموكراسي خواهان ايران بوده و مورد تائيد و حمايت همه جانبه "اتحاد دموكراسي خواهان ايران" مي باشد.

تلاش نمائيم  با ايجاد گسترده ترين و قدرتمند ترين اتحادها ميان همه نيروهاي سياسي ، نهادهاي مدني ، انجمن هاي غير دولتي ، سنديكاها و تشكل هاي مستقل كارگري و ساير تشكل هاي صنفي و سياسي جبهه فراگير دموكراسي خواهي را با همكاري "اتحاد دموكراسي خواهان ايران" تشكيل دهيم .

"اتحاد دموكراسي خواهان ايران"

etehadd@yahoo.com

23-12-83

 

 

متن بيانيه:

به نام خدا

بیانیه تحلیلی جمعی از اندیشمندان ، فعالان سیاسی ودانشجوئی ایران

هموطنان عزیز:

درحالی که صاحبان قدرت و وابستگان به حاکمان انتصابی کوشش دارند مردم را به پیش بازیهای انتخابات ریاست جمهوری سرگرم کنند، کشور ما از لحاظ سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، یکی از سخت ترین دوره های بحرانی حیات تاریخی خود را می گذراند. امروز در اثر سیاست های تنش آفرین حکومت ایران با جهانیان، منافع ما ایرانیان در عرصه بین المللی از هر سو مورد خدشه قرار گرفته است.

تهدید هویت تاریخی و تمامیت ارضی ومنافع ملی کشور با انتشار نقشه ارمنستان بزرگ در روزهای اخیر، نقشه آذربایجان گسترش داده شده (شامل "اران"، جمهوری آذربایجان و آذربایجان تاریخی ایران)، سد ساختن صدور نفت آسیای مرکزی و حوزه دریای مازندران از راه ایران، مانع تراشی در احداث خط صدور گاز ایران به هندوستان از مسیر پاکستان، بهره برداری گسترده قطر از منابع نفت و گاز مشترک در خلیج فارس و کاهش نفوذ ایران بر بخش عمده منابع این پهنه آبی، تشویق امارات در طرح ادعاهای واهی نسبت به جزیره های سه گانه همیشه ایرانی خلیج فارس، عدم پذیرش درخواستهای بحق ایران در مراجع بین المللی از جمله عضویت در سازمان تجارت جهانی و دبیرکلی اوپک که حق مسلم ایران است، عدم فروش هواپیماهای ایرباس به ایران و ایجاد جو بی اعتمادی و حساسیت بین المللی نسبت به دستیابی ایران به تکنولوژی هسته ای، تنها بخش کوچکی از خدشه بر منافع ملی ما در عرصه بین المللی است. این سیاست خارجی دشمن ساز که بشدت از انتقال تکنولوژی های حیاتی به کشور، رشد افتصادی و تعامل هدفمند اقتصادی، صنعتی و فرهنگی ایران با جهان جلوگیری کرده، به سود کیست؟ تداوم عقب ماندن اقتصادی، صنعتی و علمی ایران چه کسانی را آسوده خاطر می سازد؟

ملت ایران در آغاز بیست و هفتمین سال انقلاب خود که با نوید استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی تحقق یافت، با بسیاری نابسامانی های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی دست به گریبان است. بیش از ربع قرن بی توجهی به تاریخ، ادب، فرهنگ و تمدن ایران زمین و آثار و مفاخر ملی آن، گروهی پرشمار از مردم ایران، بویژه جوانان را از دلبستگی عاطفی به محیط طبیعی و بوم و بر کشور خود دور و ناامید از آینده دستخوش سرخوردگی نموده و بخش قابل توجهی را در سقوط اخلاقی و اعتیاد، گرفتار اوهام و فرار از خود و واقعیت ها ساخته است. رواج مصرف قرصهای خیال انگیز، برخوردهای گسترده فیزیکی در خیابانها، بیش از پنج میلیون پرونده اختلافات شخصی، ملکی و جنایی در دادگستری، 146 هزار کشته و مصدوم حوادث رانندگی تنها در شش ماه اول سال جاری، خودکشی گروه پرشماری از دانش آموزان دبیرستانی تنها در تهران و چندین هزار خودکشی زنان و جوانان، بویژه در استانهای محروم کشور، انباشته شدن زندانها با بیش از یکصدهزار نفر ساکن دائمی با بیش از شصت درصد معتاد و مبتلا به بیماریهای گوناگون، رسیدن شمار افراد در گیر اعتیاد کشور به بیش از یازده میلیون نفر و فزونی یافتن آلوده شدگان به بیماری ایدز به چندین ده هزار نفر، گسترش شمار کارتن خوابان و کودکان خیابانی، یخ زده شدن دهها نفر از آنان در شبهای سرد و یخبندان اخیر، رسیدن حجم قاچاق کالا به مرز پانزده میلیارد دلار، فرار سرمایه ها و مغزها از کشور، بیکاری دائمی دستکم یک پنجم جمعیت در سن کار و یک سوم جوانان در سن های بیست تا سی و پنج سال بویژه زنان تحصیلکرده جوان در شهرها، عقب افتادن سن ازدواج برای جوانان در اثر بیکاری و فقر که به مجرد ماندن همیشگی زنان جوان و رواج فساد انجامیده، خالی شدن دستکم یک چهارم روستاهای کشور از سکنه، رواج فساد اخلاق، بویژه در میان نوکیسگان و اطرافیان برخی از قبضه کنندگان قدرت و مقام، در معرض فروش و سوء استفاده قراردادن زنان و جوانان ایرانی در کشورهای خارج، رواج دزدی، چاقوکشی، قتل و تجاوزات جنسی در کشور، تنها شمه ای از نا بسامانی ها و عدم تعادل های اجتماعی و فرهنگی است که اخلاق و فرهنگ خانواده اصیل ایرانی ما را تهدید می کند و در آستانه انحطاط جبران ناپذیری قرارداده است.

درحالی که ملت همیشه سخت کوش ایران، فرهنگیان، دانشگاهیان، پزشگان، پرستاران، فعالان بخش خصوصی، بازاریان، کشاورزان، دامداران، صیادان، کارگران، صنعتگران و کارکنان شریف دولت، درتلاش معاش و حفظ و سربلندی خانواده و کشور خویش همیشه تلاشی ستایش آمیز داشته اند و طبیعت نیز در سالهای اخیر نهایت مساعدت را داشته است، درحالی که بهره برداری از منابع طبیعی و ثروت خداداد کشور با نهایت شدت و بی حد و حساب ادامه داشته است، در حالی که درآمدهای ارزی حاصل از صدور نفت و فرآورده های صنعتی و کشاورزی از مرز پانصد میلیارد دلار در دوران پس از انقلاب گذشته و انرژی تقریبا رایگان در اختیار همه بخشهای اقتصاد ایران قرار داشته است، عملکرد واقعی اقتصاد ایران نامتناسب با امکانات، در هیجده سال اول انقلاب (تا سال 1375) سالانه فقط حدود 3/1 درصد، و در هشت سال اخیر به طور میانگین حدود 5/2 درصد بوده است. با توجه به حدود دوبرابر شدن جمعیت کشور در دوران پس از انقلاب، درآمد سرانه مردم ایران در سال 1382 برابر 1677 دلار(به نرخ روز) ، یعنی 494 دلار یا 30% کمتر از درآمد سرانه مردم در سال 1356 اعلام شده است. ناتوانی حکومت در تبدیل امکانات و درآمدهای ارزی و ریالی به سرمایه گذاریهای تولیدی و فزاینده که حاصل آن عدم ایجاد اشتغال مناسب و کافی برای جوانان و بهبود سطح زندگی همگانی است، از فساد و سوء استفاده از امکانات کشور توسط بنیادها و نهادهای وابسته به حکومتگران بدون دادن مالیات، و از هم گسیختگی و انضباط تولید و کار، از رواج اسراف و سورچرانی در جامعه، از ایجاد جو دلمردگی و حرمان زدگی در کشور، از تشویق تعطیلات ضد تولید و کار و خشکاندن ریشه شادی و سرافرازی در مردم سرچشمه می گیرد، که حاصل آن سقوط بهره وری و کارآیی عوامل تولید به سطح منفی است.

رشد اقتصادی اعلام شده توسط منابع رسمی، که بخشی از آن می تواند واقعییت داشته باشد، در بسیاری از موارد ناشی از افزایش بهای نفت و بالا رفتن درآمدهای نفتی، از دو ونیم برابر شدن واردات نسبت به سال 1376 (بیش از 14 میلیارد دلار)، ازچهاربرابر شدن واردات قاچاق، ازسرمایه گذاری سودجویانه مخرب وغیرمولد مصرفی در ساختمانهای مجلل و تجاری، از تولید انحصاری و غیر رقابتی خودرو خفه کننده مردم در مراکز شهری که حاصل آن جز فروبردن حدود 50 درصد جمعیت به زیر خط فقر در شرایط تورمی شدید و تمرکز ثروت های عظیم در داخل و خارج از کشور در دست عده ای اندک (کمتر از دو درصد جمعیت کشور) بوده است.

و بالاخره، رشد قارچ مانند بدنه دولت و وجود بوروکراسی بشدت بیمار و دست و پا گیر- برخوردهای سرکوبگرانه حاکمیت با اندیشمندان، نویسندگان، رونامه نگاران، فعالان سیاسی و جنبش های پویای فعال دانشجويیی، همراه با پشتیبانی همه جانبه و تاسف بار قوه قضائیه - نادیده انگاشتن حقوق شهروندی برابر برای همه زنان و مردان و ایجاد ذهنیت بشدت منفی در شماری از هموطنان سخت کوش وابسته به تیره ها و اقوام گوناگون ایرانی، بر اثر بی توجهی و فراهم نساختن امکانات و موجبات رشد و توسعه اقتصادی برابر درآن مناطق، عدم ایجاد فرصتهای برابر برای آنها در راستای واگذاری مسئولیتهای اساسی در اداره کشور، پدیده نگران کننده ایست که بشدت همبستگی ملی ویکپارچگی کشوررا با خطر مواجه ساخته است.

هموطنان عزیز:
در این شرایط بحرانی و اوضاع و احوال نابسامان سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، که می رود تا به استقلال و همبستگی ملی ما آسیب جدی وارد آورد، وظیفه ما چیست و راه بیرون رفت از این بحرانها که متضمن دوام و بقای میهن و خوشبختی و رفاه و سربلندی مردم ما باشد کدام است؟

امضاء کنندگان این بیانیه نه در سر خیال ایجاد ناامنی و آشوب دارند و نه در کف سلاحی برای براندازی. ما را آن قدر کیاست و عقل هست که تشخیص دهیم در شرایط امروزی کشور و منطقه هرگونه ناامنی و آشوب به زیان ملت تمام می شود و آن قدر تجربه اندوخته ایم که کشور را به ناکجا آبادی دیگر هدایت نکنیم.

ما بر این باور هستیم که جریان حکومتگر، با هدف حفظ انحصار قدرت با ایجاد نهادهای ضد مردم سالاری و بهره گرفتن از نهادهای انتصابی که در راس آن شورای نگهبان قراردارد، از یک سو مردم را از حق انتخاب شدن برای قبول خدمتگزاری عمومی و آزادی انتخابات محروم کرده، و از سوی دیگر با از بین بردن اصل اولیه شایسته سالاری، امور حکومتی جامعه را بدست کسانی سپرده است که بطور عمده فاقد صلاحیت علمی، تجربی، تعهد اجتماعی و مدیریت کارآ می باشند. نتیجه ملموس این عارضه و تسلط این تفکر بر امور کشور، به بن بست کشاندن جامعه و عاجز کردن دولت و حکومت در راه حل یابی برای مسائل آن است.

ما بر این باوریم که حاکمیت انتصابی با ناتوانی در شناسایی و دفاع از منافع ملی و حیاتی کشور در برابر جهان خارج و عاجز ماندن از حل مسائل و مشکلات داخلی، شایستگی و صلاحیت مدیریت کشور را ندارد.

با توجه به آنچه که درباره نارسایی ها و ناتوانی های حاکمیت برشمرده شد، و حرکت خودجوش اکثریت ملت ایران در عدم شرکت در انتخابات دومین دوره شوراهای شهر و هفتمین دوره مجلس و روحیه عدم تمایل آنان به شرکت در انتخابات ریاست جمهوری آینده، گواهی بر این واقعیت است که دیگر نمی توان با این ترتیب بسوی مردم سالاری، دموکراسی، حکومت قانون، حاکمیت ملت، انتخابات آزاد و تفکیک قوای سه گانه متعارف وجمهوری واقعی گام برداشت. تجربه هشت ساله پس از خرداد 1376، نشان داده است که با این ترتیب اصلاحات مورد نظر مردم امکان پذیر نیست و در بهترین شرایط که مردم امکان اظهار نظر داشته باشند، و حتا با میلیونها رای رییس جمهوری را برگزینند و مجلس موافق او را نیز بر پای دارند، در نهایت رییس جمهور کشور به سطح یک "تدارکات چی" مراکز قدرت و نهادهای غیرانتخابی سقوط خواهد کرد.

ما امضاء کنندگان، فرصت و راهکار حتمی و نهایی را گردن نهادن به رای و اراده ملی دانسته و خواستار آنیم که ساختار قدرت حکومت، اداره امور کشور و روابط بین المللی آن بدون سوء استفاده غیر مردمی از قانون اساسی، مانند همه کشورهای پیشرفته جهان، بر پایه اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های دوگانه الحاقی و منشور ملل متحد، با توجه به حفظ منافع ملی، طراحی شود، تا با استقرار مردم سالاری، شایسته سالاری در انتصابات و پذیرش خدمتگزاری عمومی و یک نظام اقتصادی پویا و کارآمد بر پایه تامین عدالت اجتماعی و در راستای توسعه پایدار، میهن و مردم ما از شرایط بحرانی خطرناک موجود توانمندانه رهایی یابند و در راه سعادت و رفاه و اعتلای شایسته با توجه به رسالت تاریخی خود، در تعامل با ملتهای جهان گام بردارد. امید است که همه مبارزان راه آزادی و استقلال کشور با توجه به شرایط حساس و بحرانی زمان، کوششهای خود را در زمینه همبستگی ملی پیرامون امنیت عمومی شهروندان وآزادی وعدالت متمرکز سازند.


آمارهای آورده شده از منابع و گزارش های رسمی چون "گزارش ربع قرن عملکرد نظام جمهوری اسلامی" سازمان مدیریت و برنامه ریزی، "گزارش اقتصادی و ترازنامه" بانک مرکزی، "فقر در ایران" مجموعه مقالات، "آسیب های اجتماعی" مجموعه مقالات"، و از روزنامه های اطلاعات، جام جم، خراسان، ماهنامه اقتصاد ایران و غیره، برگرفته شده است.

منابع آمار و اطلاعات آماری (به ترتیب نقل در بیانیه)

(1) سازمان مدیریت و برنامه ریزی، گزارش ربع قرن عملکرد نظام جمهوری اسلامی، تهران: 1383، ص 301، شمار پرونده های رسیدگی شده 1381.
(2) روزنامه خراسان، 6 بهمن 1383، گزارش معاون امور پزشگی بالینی سازمان پزشگی قانونی.
(3) روزنامه جام جم، 26 آذر 1383، "در سال گذشته 283 دانش آموز مدارس تهران که بیشترشان در فقر بودند... اقدام به خودکشی کردند."
(4) آسیب های اجتماعی ایران، مجموعه مقالات، تهران: 1383، ص 380، "هرسال حداقل ششصد هزار نفر در زندانهای کشور بسر می برند."
(5) روزنامه خراسان، 30 آبان 1383، "شش در صد جمعیت کشور معتاد دائمی است. در سال 1358 تعداد معتادان دائمی 5/2 درصد جمعیت کشور بود."
(6) روزنامه خراسان، 13 تیر 1383، "ایران بیشترین میزان مصرف مواد مخدر در کشورهای آسیایی را دارد.... مرگ 2000 نفر معتاد در شش ماه."
(7) روزنامه خراسان، 29 آذر 1383، به گزارش ایسنا از جانشین رییس جمهور در ستاد مبارزه با مواد مخدر: " 11 میلیون ایرانی با اعتیاد دست به گریبانند."
(8) روزنامه خراسان، 19 دی 1383، "حدود سه هزار نفر به تعداد مبتلایان به ایدز افزوده شده است.
(9) روزنامه خراسان، 26 دی 1383، "ایدز بیش از یک هزار نفر ایرانی را به کام مرگ فرستاد."
(10) روزنامه اطلاعات، 15 دی 1383.
(11) سازمان مدیریت و برنامه ریزی، برنامه شماره 98، 13 دی 1383، "نرخ بیکاری در سال 1358 معادل 24/10 درصد و در 1368 معادل 2/15 درصد و در دهه 80-1370 سالانه 7/14 درصد محاسبه شده است."
(12) ماهنامه اقتصاد ایران، شماره دی 1383، ص 71، "نرخ بیکاری در سال 1383 معادل 2/15 درصد محاسبه شده است.
(13) بانک مرکزی ایران، گزارش اقتصادی و ترازنامه، جلد اول، موازنه پرداختهای کلیه سالهای بعد از انقلاب.
(14) سازمان مدیریت و برنامه ریزی، برنامه شماره 99، تولید ناخالص داخلی در ربع قرن اخیر، 19 دی 1383، ص 16.
(15) ماهنامه اقتصاد ایران، دی 1383، شماره 71، ص 85.
(16) بانک مرکزی ایران، گزارش اقتصادی و ترازنامه سال 1380 و نماگرهای اقتصادی، شماره 37، سه ماهه دوم سال 1383.
(17) در فقر در ایران، مجموعه مقالات زیر نظر دکتر فریبرز رییس دانا، دکتر شادی طلب، دکتر پیران، دکتر مهدی تقوی، غروی و نخجوانی، "روند فقر در ایران دهه گذشته" تهران: 1379، ص 83-55 .
(18) سازمان مدیریت و برنامه ریزی، برنامه شماره 98، 13 دی 1383، درصد جمعیت زیر خط فقر نسبی سال 1380 را 15 درصد ذکر ک
رده که معادل 10 میلیون نفر می شود.